کنیز امام زمان (عج) و امام حسین (ع)
اولا : در قرآن كريم اين مطلب به صورت يك نويد كلی در كمال صراحت
هست ، يعنی هر كسی كه قرآن كريم را مطالعه كند میبينيد قرآن كريم آن
نتيجه را كه بر وجود مقدس حضرت حجت مترتب میشود ، در آيات زيادی به
عنوان يك امری كه به طور قطع در آينده صورت خواهد گرفت ذكر میكند . از
آن جمله است اين آيه : « و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض
يرثها عبادی الصالحون »( 1 ) . خدا .
در قرآن میگويد كه ما در گذشته ، بعد از " ذكر " - كه گفتهاند يعنی بعد
از آنكه در تورات نوشتيم - در زبورهم اين مطلب را اعلام كرديم ، و ما
اعلام كرديم ، پس شدنی است كه : « ان الارض يرثها عبادی الصالحون »(1).
صحبت منطقه و محل و شهر نيست ، اصلا فكر آنقدر بزرگ و وسيع است كه سخن
از تمام زمين است : زمين برای هميشه در اختيار زورمندان و ستمكاران و
جباران نمیماند ، اين يك امر موقت است ، دولت صالحان كه بر تمام زمين
حكومت كند در آينده وجود خواهد داشت. در مفهوم اين آيه كوچكترين ترديدی
نيست .
همچنين راجع به اينكه دين مقدس اسلام دين عمومی بشر خواهد شد و تمام
اديان ديگر در مقابل اين دين از بين خواهند رفت و تحت الشعاع قرار
خواهند گرفت ، در قرآن كريم هست ، كه اين يكی ديگر از آثار و نتايج
وجود مقدس مهدی موعود است : « هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دين الحق
ليظهره علی الذين كله و لو كره المشركون » ( 1 ) . اين دين را به وسيله
اين پيامبر فرستاد برای اينكه در نهايت امر آن را بر تمام دينهای عالم
پيروز گرداند ، يعنی همه مردم دنيا تابع اين دين بشوند ، و آيات ديگری .
چون بحثم درباره آيات قرآن نيست به اشاره قناعت میكنم .
از آيات قرآن كه بگذريم مسئله احاديث نبوی است . آيا پيغمبر اكرم در
اين زمينه چه مطالبی فرموده است ؟ آيا فرموده است يا نفرموده است ؟
اگر روايات مربوط به مهدی موعود انحصارا روايات شيعه میبود ، برای
شكاكان جای اعتراض بود كه : اگر مسئله مهدی موعود يك مسئله واقعی است
، بايد پيغمبر اكرم گفته باشد و اگر پيغمبر اكرم گفته بود بايد ساير فرق اسلامی هم روايت كرده باشند و تنها
شما شيعيان روايت نكرده باشيد . جوابش خيلی واضح است : اتفاقا روايات
باب مهدی موعود را تنها شيعيان روايت نكردهاند ، رواياتی كه اهل تسنن
در اين زمينه دارند ، از روايات شيعه اگر بيشتر نباشد كمتر نيست .
كتابهايی را كه در اين زمينه نوشته شده است مطالعه بكنيد میبينيد همين
طور است . در همين سالهايی كه ما در قم بوديم ، دو كتاب در اين زمينه
تأليف شد . يكی را مرحوم آية الله صدر ( اعلی الله مقامه ) البته به
زبان عربی نوشتهاند به نام " المهدی " و خيال میكنم چاپ هم شده باشد .
در آن كتاب ، ايشان هر چه روايت نقل كردهاند ، همه ، روايات اهل تسنن
است . وقتی انسان مطالعه میكند میبيند كه مسئله مهدی موعود در روايات
اهل تسنن از روايات شيعه بيشتر هست و كمتر نيست . كتاب ديگری كه
خوشبختانه به زبان فارسی است ، به امر مرحوم آية الله آقای بروجردی تهيه
شده به نام " منتخب الاثر " ، كه يكی از فضلای حوزه علميه قم كه الان هم
در قم هستند به نام آقای آقا ميرزا لطف الله صافی از فضلای مبرز قم (
گلپايگانی ) تحت رهنمايی مرحوم آية الله بروجردی [ اين كتاب را تأليف
كردند ] ، يعنی ايشان دستور كلی اين كتاب را دادند و طرح و شكل و رسم
كتاب را تعيين كردند و بعد اين مرد فاضل رفت دنبالش و اين كتاب را
نوشت . اين كتاب را هم مطالعه كنيد میبينيد روايات زيادی در اين زمينه
هست بالاخص از اهل تسنن ، به مضامين و تعبيرات مختلف . باز من به جنبه
روايتی اين بحث كار ندارم ، همين طوری كه به جنبه آياتش كار زيادی
ندارم ، من از يك جنبه ديگری میخواهم مسئله موعود اسلام را بحث بكنم.
|
آن اينكه : اين مسئله روی تاريخ اسلام چه اثری گذاشته است ؟ وقتی كه ما
تاريخ اسلام را مطالعه میكنيم ، میبينيم گذشته از رواياتی كه در اين زمينه از پيغمبر اكرم يا اميرالمؤمنين وارد شده است ، اساسا از همان نيمه دوم قرن اول ، اخبار مربوط به مهدی موعود منشأ حوادثی در تاريخ اسلام شده است . چون چنين نويدی و چنين گفتهای در كلمات پيغمبر اكرم بوده است احيانا از آن ، سؤ استفادههايی شده است ، و اين خود دليل بر اين است كه چنين خبری در ميان مسلمين از زبان پيغمبرشان پخش و منتشر بوده است ، و اگر نبود ، آن سؤ استفادهها نمیشد . |