کنیز امام زمان (عج) و امام حسین (ع)
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است .
امشب از اون شباست که حس نوشتن دارم ...
ولی بر خلاف همیشه نمیدونم باید از کجا شروع کنم ،
آخه میخوام از یه اسطوره بنویسم یا یه ابرمرد ،
نه ... از یه مظلوم ،
بهتر بگم از یه غریب ...
اما از کجا بگم که ناگفته باشه ؟
از چی بگم که ناشناخته باشه ؟
از چی باید بنویسم ؟
هرچه فکر میکنم می بینم تکراریه ، ولی گاهی وقتها اینکه تکراری ها رو
تکرارکنیم باز هم جدیده ،
و قابل تأمل و تفکر ...
اولین چیزی که به ذهنم میرسه عطش توی گرمای سوزان کویر ،
نمایش شجاعت ، شهامت ، ایثار ، از خود گذشتگی ، از جان گذشتن ...
و چقدر سخته در میدان جنگ انسان با دو چیز مبارزه کنه :
یکی با دشمنی که لقمه های حرام ( مادیات دنیوی ) گوشش رو کر کرده
و یکی با مصائب روزگار ...
غریبی ، عطش ، خستگی ، جفای بعضی از یاران و ...
که امام حسین (ع) این کار رو کرد ،
و اینچنین نبرد نا برابر رقم خورد ...
و چقدر لذت بخشه که در چنین نبردی پیروز بشی ،
حالا وظیفه ما چیه ؟
اینکه امام مظلوممون رو بهتر بشناسیم واینکه محرم و عاشورا رو سرمشق
زندگیمون قرار بدیم ،
و نه به رسم عادت ،
و نه بخاطر ِتکرار خاطرات کودکی که میرفتیم عزاداری ،
بلکه از روی علم و آگاهی و شناخت بریم و عزاداری کنیم ،
خدایا توفیق شناخت حسین (ع) را به همه بندگانت عطا کن ،
یا امام حسین کربلایت را نصیب همه عاشقانت گردان .
السلام علی الحسین
وعلی علی بن الحسین
و علی اولاد الحسین
و علی اصحاب الحسین
الذین بذلوا مهجهم دون الحسین