کنیز امام زمان (عج) و امام حسین (ع)
شوق دیدار یار را شاید نتوان برای همگان یک وظیفه شمرد، این و ظیفه ی عاشقان مهر بیکران است.
این تکلیف سوختگان هجران است.
آن کسانی که فراق حضرت مهدی(ع) بی تابشان کرده؛
آن کسانی که دوری رخ زیبای یوسف فاطمه(ع) خواب را از چشمانشان گرفته است؛
آن کسانی که غیبت مولایش راحتی و آرامش و آسایش را ازآنان سلب نموده، به چیزی جز دیدار یار نمی اندیشند.
« بر من دشوار است که مردم را ببینم اما تو دیده نشوی.»
فرازی از دعای شریف ندبه
دعای ندبه که مناجات زاری کنندگان از فراق ولی عصر(ع) است، سرشار از این جلوه های شوق است. گویا امام صادق(ع) که خود از مشتاقان خضرت قائم(ع) بودند، دعای ندبه را به عنوان فراقنامه ای پر سوز و گداز، در بین شیعه به دودیعت نهاده اند تا چگونگی شرح اشتیاق را به سوخته بالان آتش فراق بیاموزند:
« جانم فدای تو ای امام زمان(ع)، ای نهایت آرزوی مشتاقان، ای کسی که هر زن و مرد با ایمانی دیدار تو را تمنا می کنند و به یاد تو فریاد بر می دارند و در فراق تو ناله و زاری می کنند.»
فرازی از دعای شریف ندبه
مولای ما! سوز عطش به درازا کشید، کی آن زمان فرا می رسد که از آب گوارای دیدارت سیراب شویم؟
« متی ترانا و نراک »
« کی می شود که نگاه من و تو به هم برسد؟» فرازی از دعای شریف ندبه
بیا تا جان ما گردد فدایت
مکن محروم ما را از لقایت
یقین دارم تو سلطان جهانی
نرانی از دردت هرگز گدایت

برای سلامتی مهر بیکران، امام زمان(ع) صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد
قال ابوالحسن علی بن موسی الرضا (ع)
امام مثل خورشیدی است درخشان که؛
- نورش عالم و عالمیان را فرا می گیرد؛و
- خودش در افق است به گونه ای که؛
- نه دست به او می رسد و نه چشم می تواند او را ببیند.
امام ماه شب چهارده است؛و
- چراغی فروزان؛ و
- نوری است که بر افق می تابد؛
- ستاره ایست راهنما در تاریکیهای شب تار؛ و
- راهنمائی در رهگذر شهر ها و کویر ها و گرداب دریا ها.
امام آب گوارای (زمان) تشنگی است؛ و
- راهنمائی است بسوی هدایت؛ و
- نجاتبخش است از هلاکت و گمراهی.
امام مشعلی است فروزان بر فراز بلندی؛ و
- گرما بخش سرمازدگان؛ و
- راهنمای مهلکه هاست،
- هرکه از او جدا شود هلاک شود.
-
امام ابر پر بارش است؛ و
- باران شتابنده؛ و
- حورشیدی است فروزندهريال
- آسمانی است که سایه می افکند؛
امام زمینی است صاف و هموار؛
- چشمه ای است جوشان؛ و
- برکه ی آبی است(در بیابان خشک و بی آب و علف)؛و
- گلستانی است روح بخش
امام همدمی است مهربان؛
- پدری است رئوف و مهربان؛
- برادری است که نیمه ی انسان(1) است؛
- مادر ی نیکو کار و دلسوز به کودک؛ و
- پناه بندگان در گرفتاریهای سخت است.
(اصول کافی ج 1،ص 286)
دليل دعا كردن براىسلامتىامام عصر چيست؟ در حالىكه خداىمنان اراده دارد ايشان زنده و سلامت بمانند، آيا اصلا امكان دارد آن وجود مبارك دچار كسالت شوند؟
آن سفر كرده كه صد قافله دل همره اوست
هر كجا هست خدايا به سلامت دارش1
دعا از هر حيث مخصوصاً براىسلامتىامام زمان(عج) آثار و بركات فراوانى دارد كه برخى عبارتند از:
1. دعا نشانگر علاقه و محبت مسلمانان به ايشان است. اگر چه دوستىتمام ائمه معصومينعليهمالسلام بخشىاز ايمان و شرط قبولىاعمال است، در عين حال دعا كردن در حق امام زمان(عج) موجب ازدياد محبت آن حضرت در دل و در نتيجه موجب تقويت ايمان مىگردد.
2. دعا اظهار تجديد عهد و پيمان با آن حضرت است و محتواىپيمان با آن حضرت را دين دارى، شريعت محورىو تصميم قلبىبر اطاعت امر امامعليهالسلام و يارىرساندن او با نثار جان و مال تشكيل مىدهد.
تجديد بيعت با آن حضرت عليهالسلام كارى است كه بعد از هر نماز از نمازهاى پنجگانه يا در هر روز و يا در هر جمعه انجام آن مستحب است. هر روز بعد از نماز صبح، دعاهايىكه مربوط به وجود مبارك امام عصر(عج) است، خوانده شود، بسيار مفيد و مؤثر خواهد بود.
دعاىشريف «اللهم بلغ مولاىصاحب الزمان صلوات الله عليه عن جميع المؤمنين...» و نيز «دعاىعهد» شاهدىبراىاين سخن است.2
3. دعا سبب زنده نگه داشتن ياد امام غايب در دل منتظران مىگردد. ياد امام زمان(عج) توجه به ارزش هاى
دين و اصول اخلاقى را در دلها زنده مىكند و غفلت از ياد امام، يكىاز دلايل عمده پژمردگىو سستىارزش هاى الهىوانسانىدر جوامع اسلامى است.
دلت گر كه يك لحظه غافل نشيند، خدنگ بلا بر دل دل نشيند
4. كسىكه سلامتىامام زمانش برايش مهم است، مسلما آزردن آن حضرت برايش سخت است؛ در نتيجه دعا براىسلامتىآن حضرت، انسان را به انجام كارهايىوامىدارد كه موجب خشنودىآن حضرت و در نتيجه سبب رسيدن به مقام رضوان الهىمىگردد.
5. دعا بسيار مؤثر است و موجب فرج آن حضرت و نيز فرج و گشايش در زندگىمؤمنان مىشود.
6. دعا موجب قرب الهىاست. امام مهدى(عج) در خصوص زيارت آل يس مىفرمايند: «هرگاه خواستيد به وسيله ما به خداوند و به ما توجه كنيد، اين زيارت را كه از جانب خداوند انشا شده است، بخوانيد».3
اين زيارت كه از جهات مختلف محتوايى عميق دارد، بسيار مورد تأكيد و سفارش قرار گرفته است. اين زيارت از ابتدا تا انتها، دعاى براى سلامتى، تندرستى و بهروزى امام زمان(عج) است؛ «السلام عليك يا خليفه الله و ناصر حقه... السلام عليك حين تصبح و تمسى، السلام عليك فىاليل اذا يغشىو النهار اذا تجلى... السلام عليك بجوامع السلام...؛ سلام بر تو اى جانشين خدا و يارى كننده حق... درود و سلام بر تو هنگامى كه صبح و شام كنى، درود و تهيت الهىبر تو در شب كه همه جا را فراگيرد و در روز، در وقتىكه نور دهد (يعنىسلام بر تو در هر صبح و شام)...، درود بر تو درودىهمه جانبه...».
در دعاى بعد از اين زيارت نيز معانى بلندى نهفته است؛ مانند: خدايا او (امام زمان«عج») را از شر هر متجاوز و سركشىو از شر همه خلق خود پناه ده و او را از حوادث يوميه، از پيش رو و از پشت سر و از طرف چپ، حفظ و نگهدارىكن و از اين كه آسيب و گزندى به او برسد، جلوگيرىكن و در خصوص او، رسولت و خاندان رسولت را حفظ نما و به دست مباركش عدل و داد را پديدار نما! «اللهم اعذه من شر كل باغ و طاغ و من شر جميع خلقك و احفظه من بين يديه و من خلقه و عن يمينه و عن شماله و احرسه و امنعه من ان يوصل اليه بسوء واحفظ فيه رسولك و آل رسولك واظهر به العدل...».
در پايان سخن لازم است يادآور شويم كه دعا كردن براىسلامتىو فرج آن حضرت، اطاعت از امر خداوند و نيز اهل بيت پيامبر اكرمصلى الله عليه و آله است؛ «و هر كه خدا و رسولش را اطاعت كند و خداترس و پرهيزكار باشد، چنين كسىبه فوز و سعادت خواهد رسيد».4
آخرين نكته اين است كه هر چند طبق وعده الهىحضرت زنده و باقىهستند تا زمانىكه پرچم توحيد و عدل را در همه جهان به اهتزاز درآورند، ولىبالاخره بشر هستند ودر معرض آفات جسمانىو بلاهاى طبيعى و ممكن است مريض شوند و دچار كسالت گردند و از اين نظر دعاىما براىسلامتىحضرت و حفظ ايشان از اين آفات و حوادث، بدون شك در سلامتىوجود آن عزيز عالم وجود و آخرين دفرّ صدف امامت و ولايت، مؤثر و مفيد است.

بنام خداوند بخشنده ومهربان
مسلمانان. مسلمانان . مسلمانی زسر گیرید
که کفر از شرم یار من مسلمان وارمی آید
دوستان گرامی:
برای ظهور آقا امام زمان (عج) دعا کنید.
چونکه این ما هستیم که به آقا محتاجیم . این جامعه و جوامع و انسانها هستند که به وجود مقدس امام زمان (عج) نیازمند هستند.
این دنیا چند صباحی بیش نیست . سعی کنید ایمان اعتقادتان را محکم نگه دارید. این زمان بسیار زمان حساسی است چونکه
همه جوره بساط ظلم و گناه فراهم است وبا انواع وسائل ارتباطی وحتی درون جامعه ودرون خانه ها هم امن از شیطان نیست
امام مانند خورشید است که ما چه پشت به آن بکنیم و
چه رو به آن برای آن حضرت فرقی نمی کند بلکه
برای ما تفاوت دارد.
اللهم عجل لولیک الفرج ......آمین

1- توجّه امام مهدى(عليه السلام) به شيعيان خويش
«إِنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ، وَ لَوْ لا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا.»:
خاطر نبرده ايم ، كه اگر جز اين بود گرفتارى ها به شما
روى مىآورد و دشمنان، شما را ريشه كن مىكردند. از
خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد.

خب با یه مثال شروع میکنیم:
حتما در دوران تحصيل با دل شوره های امتحان آشنائی داريد.
منظورم همان استرسهای شب يا قبل امتحان است که دانش آموز يا دانشجو را
رها نمی کند.
انتظار هم نوعی امتحان است
بطوريکه در مثال عرض کردم اگر فردا امتحان باشد دلشوره همراه اميد به موفقيت
بهترين راه چاره است .چونکه انسان را به تلاش وخواندن دروس تشويق ومجبور
می کند.ولی اگر بی خيال باشد برايش فرقی نمی کند که قبول مشود يا نه.
برای مسئله انتظار هم اينچنين است:
ما بايدبا اميد به آينده روشن که آن انسان کامل خواهد آمد ودلشوره از اعمال
خويش(تصحيح اعمال) زندگی کنيم

حضرت على (ع) مي فرمايند:
((يعطف الهوي على الهدى اذا عطفوا الهدى علي الهوى ))
(در آن هنگام كه مردم هوى وهوس را جايگذين هدايت ورستگاريكرده اند,
او(يعنى حضرت مهدى(ع) )
هدايت را به جاي هوى وهوس ,استقرار خواهد بخشيد
انتظار فرج
اميد و آرزوی تحقيق اين نويد كلی جهانی انسانی ، در زبان روايات اسلامی
، " انتظار فرج " خوانده شده است و
پاورقی :
1 - هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دين الحق ليظهره علی الدين كله و
لوكره المشركون »- توبه / 33 وصف / . 9
2 - و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادی
الصالحون »- انبيا / . 105
3 - و نريد ان نمن علی الذين استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و
نجعلهم الوارثين و نمكن لهم فی الارض و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم
ما كانوا يحذرون »- قصص / . 5
4 - قال موسی لقومه استعينوا بالله و اصبروا ، ان الارض لله يورثها
من يشاء من عباده و العاقبة للمتقين »- اعراف / . 128
اولا : در قرآن كريم اين مطلب به صورت يك نويد كلی در كمال صراحت
هست ، يعنی هر كسی كه قرآن كريم را مطالعه كند میبينيد قرآن كريم آن
نتيجه را كه بر وجود مقدس حضرت حجت مترتب میشود ، در آيات زيادی به
عنوان يك امری كه به طور قطع در آينده صورت خواهد گرفت ذكر میكند . از
آن جمله است اين آيه : « و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض
يرثها عبادی الصالحون »( 1 ) . خدا .
در قرآن میگويد كه ما در گذشته ، بعد از " ذكر " - كه گفتهاند يعنی بعد
از آنكه در تورات نوشتيم - در زبورهم اين مطلب را اعلام كرديم ، و ما
اعلام كرديم ، پس شدنی است كه : « ان الارض يرثها عبادی الصالحون »(1).
صحبت منطقه و محل و شهر نيست ، اصلا فكر آنقدر بزرگ و وسيع است كه سخن
از تمام زمين است : زمين برای هميشه در اختيار زورمندان و ستمكاران و
جباران نمیماند ، اين يك امر موقت است ، دولت صالحان كه بر تمام زمين
حكومت كند در آينده وجود خواهد داشت. در مفهوم اين آيه كوچكترين ترديدی
نيست .
همچنين راجع به اينكه دين مقدس اسلام دين عمومی بشر خواهد شد و تمام
اديان ديگر در مقابل اين دين از بين خواهند رفت و تحت الشعاع قرار
خواهند گرفت ، در قرآن كريم هست ، كه اين يكی ديگر از آثار و نتايج
وجود مقدس مهدی موعود است : « هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دين الحق
ليظهره علی الذين كله و لو كره المشركون » ( 1 ) . اين دين را به وسيله
اين پيامبر فرستاد برای اينكه در نهايت امر آن را بر تمام دينهای عالم
پيروز گرداند ، يعنی همه مردم دنيا تابع اين دين بشوند ، و آيات ديگری .
چون بحثم درباره آيات قرآن نيست به اشاره قناعت میكنم .
از آيات قرآن كه بگذريم مسئله احاديث نبوی است . آيا پيغمبر اكرم در
اين زمينه چه مطالبی فرموده است ؟ آيا فرموده است يا نفرموده است ؟
اگر روايات مربوط به مهدی موعود انحصارا روايات شيعه میبود ، برای
شكاكان جای اعتراض بود كه : اگر مسئله مهدی موعود يك مسئله واقعی است
، بايد پيغمبر اكرم گفته باشد و اگر پيغمبر اكرم گفته بود بايد ساير فرق اسلامی هم روايت كرده باشند و تنها
شما شيعيان روايت نكرده باشيد . جوابش خيلی واضح است : اتفاقا روايات
باب مهدی موعود را تنها شيعيان روايت نكردهاند ، رواياتی كه اهل تسنن
در اين زمينه دارند ، از روايات شيعه اگر بيشتر نباشد كمتر نيست .
كتابهايی را كه در اين زمينه نوشته شده است مطالعه بكنيد میبينيد همين
طور است . در همين سالهايی كه ما در قم بوديم ، دو كتاب در اين زمينه
تأليف شد . يكی را مرحوم آية الله صدر ( اعلی الله مقامه ) البته به
زبان عربی نوشتهاند به نام " المهدی " و خيال میكنم چاپ هم شده باشد .
در آن كتاب ، ايشان هر چه روايت نقل كردهاند ، همه ، روايات اهل تسنن
است . وقتی انسان مطالعه میكند میبيند كه مسئله مهدی موعود در روايات
اهل تسنن از روايات شيعه بيشتر هست و كمتر نيست . كتاب ديگری كه
خوشبختانه به زبان فارسی است ، به امر مرحوم آية الله آقای بروجردی تهيه
شده به نام " منتخب الاثر " ، كه يكی از فضلای حوزه علميه قم كه الان هم
در قم هستند به نام آقای آقا ميرزا لطف الله صافی از فضلای مبرز قم (
گلپايگانی ) تحت رهنمايی مرحوم آية الله بروجردی [ اين كتاب را تأليف
كردند ] ، يعنی ايشان دستور كلی اين كتاب را دادند و طرح و شكل و رسم
كتاب را تعيين كردند و بعد اين مرد فاضل رفت دنبالش و اين كتاب را
نوشت . اين كتاب را هم مطالعه كنيد میبينيد روايات زيادی در اين زمينه
هست بالاخص از اهل تسنن ، به مضامين و تعبيرات مختلف . باز من به جنبه
روايتی اين بحث كار ندارم ، همين طوری كه به جنبه آياتش كار زيادی
ندارم ، من از يك جنبه ديگری میخواهم مسئله موعود اسلام را بحث بكنم.
|
آن اينكه : اين مسئله روی تاريخ اسلام چه اثری گذاشته است ؟ وقتی كه ما
تاريخ اسلام را مطالعه میكنيم ، میبينيم گذشته از رواياتی كه در اين زمينه از پيغمبر اكرم يا اميرالمؤمنين وارد شده است ، اساسا از همان نيمه دوم قرن اول ، اخبار مربوط به مهدی موعود منشأ حوادثی در تاريخ اسلام شده است . چون چنين نويدی و چنين گفتهای در كلمات پيغمبر اكرم بوده است احيانا از آن ، سؤ استفادههايی شده است ، و اين خود دليل بر اين است كه چنين خبری در ميان مسلمين از زبان پيغمبرشان پخش و منتشر بوده است ، و اگر نبود ، آن سؤ استفادهها نمیشد . |

مرحوم ثقة الاسلام نورى در بيان اسماء شريفه امام عصر (عليه السلام)، با استناد به آيات و روايات و كتب آسمانى پيشين و تعبيرات راويان و تاريخ نگاران تعداد يكصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى(عليه السلام)ذكر مى كند و مدّعى است كه در اين مقام، از استنباط هاى شخصى و استحسان هاى غير قطعى خوددارى نموده است كه در غير اين صورت چندين برابر اين اسماء و القاب، قابل استخراج از كتب مختلفه بود. كه از آن جمله است:
محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، شريد صاحب، غائب، قائم، منتظر و... .( [40] )
كنيه هاى آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم كنيه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم))، ابوعبداللّه، اباصالح كه مرحوم نورى ابو ابراهيم، ابوالحسن و ابوتراب را نيز از كنيه هاى ايشان شمرده است.
در اينجا به ذكر پاره اى عناوين و صفات كه در ضمن زيارتهاى مختلفه و ادعيه مربوط به حضرت مهدى (عليه السلام) مورد تصريح قرار گرفته است اشاره داريم، با اين اميد كه دقّت و تأمّلى در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتى را كه غالباً از لسان معصومين(عليهم السلام) در ضمن اين دعاها و زيارتها براى امام دوازدهم(عليه السلام)بر شمرده شده براى مان روشن تر سازد.
قابل ذكر اينكه تمام اين عناوين و اوصاف بطور خاص در مورد حضرت مهدى(عليه السلام)وارد گرديده، اگرچه بسيارى از آنها در مورد ساير امامان بزرگوار اسلام(عليهم السلام)نيز مى تواند مصداق داشته باشد.
ديگر اينكه، آنچه ذكر مى شود نه به ادّعاى اسم يا لقب آن حضرت، بلكه به عنوان بهرهورى از تعابير موجود در نصوص زيارت و دعاست، اعم از اينكه واژه اى مفرد يا جمله اى توصيفى باشد.
بقيّة اللّه: باقيمانده خدا در زمين.
خليفة اللّه: جانشين خدا در ميان خلايق.
وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حق رو به او دارند.
باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى كنند.
داعى اللّه: دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستين هدايت الى اللّه.
سبيل اللّه: راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت.
ولى اللّه: سر سپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهى، دوست خدا.
حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدايتِ در دنيا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى كنند.
نور اللّه: نور خاموشى ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقايق توحيدى، مايه هدايت رهجويان.
عين اللّه: ديده بيدار خدا در ميان خلق، ديدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان.
سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران.
خاتم الاوصياء: پايان بخش سلسله امامت، آخرين جانشين پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم).
علم الهدى: پرچم هدايت، رايت هميشه افراشته در راه اللّه، نشان مسير حقيقت.
سفينة النّجاة: كشتى نجات، وسيله رهايى از غرقاب ضلالت، سفينه رستگارى.
عين الحيوة: چشمه زندگى، منبع حيات حقيقى.
